نامه ای سرگشاده به نادیا

نادیای عزیزم

 با سلامی گرم و صمیمانه خدمت شما ، عارضم که تاریخ عروسی اتان بزرگترین پاتکی بود که میشد به برنامه ریزی جاری و منطقی من زد و این تاریخ که دقیقا وسط برنامه ریزی من جا خوش کرده نقطه ی داغانی  است در تاریخ روابط مشترک من و شما . بدین ترتیب بنده بسیاری از برنامه هایم را از دست داده و از نعمت دیدار خانواده ام در تعطیلات خرداد ماه محروم خواهم ماند همچنین از آنجا که بسیار دلتنگ تک تک اشان بوده و بینهایت دلم در این دوران استعلاجی_ که به دلیل مشکلات جسمی یقینا در جریانش هستید _به دیدار مجدداشان خوش بوده است انتخاب این  تاریخ بی منطق تاثیری منفی بر روح و روانم خواهد داشت .لذا اگر راستش را اعتراف کنم با دلی ناخوش و غمزده در مراسم زیبای عروسی شما    حاضر خواهم شد.و با بزرگواری تمام تلاش خواهم نمود شما را مورد لطف و رحمت قلب بخشنده ی خویش قرار دهم .

با دلسردی ، دلخوری ، دلمردگی اما رفاقت بسیار : نیلو

/ 6 نظر / 12 بازدید
سپید

[رویا] ..* میگم میتونی با برنامه ریزی چن روز اول تعطیلات رو بزاری برای عروسی و متعلقاتش .. و سرکار های کوچیک شده . . ام پی تیری ؟؟و نهایتن سه / چهار روز پایانی رو م بزاری برای برگشت به خونه .؟ هوم ؟مطمئنن یه راهی هست ؟ نیست ؟

مهرداد

سلام بانو ی مهربون این صداقتتون خیلی زیباست!!! منو یاده یه استادی انداخت که برگشت به کل کلاس گفت شما هیچی متوجه نمیشین !!! البته ما هم کم نگذاشتیم و از خجالت استاد در اومدیم تا دیگه اینجور برخوردایی نکنن[کلافه] ولی در کل صداقت موضوع مهمیه !!! خوش بگذره بانو[گل]

...

bi cheshmo roo! man jaye nadiya boodaaaaaaaaaaam!!!!!

پرتابه

سلام نیلوفر جان وقتت بخیر... من یکی از اعضای پرتابه هستم. می دونی بعضی وقتا یه سری حرفا هستن که نه می شه تو وبلاگ نوشتشون ( یعنی به اندازه ی یه پست وبلاگ نیستن) و نه دوست داری از بین برن... من اومدم بهت بگم که پرتابه دقیقا جائیه واسه این حرفا یعنی می تونی تو پرتاب های 198 کاراکتری همه ی حرفای مینیمالت رو بنویسی ما تو پرتابه کپی پیست نمی کنیم و خوشحال میشیم که تو هم بیای تو جمع ما و از نوشته هات بهره مندمون کنی... منتظرتیم http://Partabeh.Com

ساغر

[گل][تایید]

حکیم

[گریه][گریه]