یک رویای خیس رنگارنگ.....

آدم توی این هوای خوش باید بخوابد و خواب آسمان آبی را ببیند.خواب رویاهای رنگی.روزهای خوب پیش رو...آدم باید توی یک صبح بارانی پتو را بکشد روی سرش و تنگ بخوابد.لبریز خوشی های بی پایان..بی آنکه مجبور باشد خودش را راهی کند...خودش را ....آدم باید زیر این باران هفت ساله بخوابد.آرام و نرم.و بگذارد آدمها تمام بشوند.خاطره ها تمام بشوند.خیالها....بگذارد رنگین کمان از انتهای خیالش سر بزند.آنجا که خیال و خاطره در هم می آویزند و زمان با گل یاس عجین میشود.
آدم باید....
هی
بگذریم
آدم حالا اینجاست.نشسته پشت میزش و بارش نرم باران بهمن ماه را از پشت شیشه ی پنجره تماشا میکند.زمستان دارد نفسهای آخر را میکشد.آنقدر زود میگذرند روزها که گاهی فراموشم میشود هنوز هم میتوانم رویا ببافم.کلافهای پی در پی رویا توی ذهنم پیچ وتاب میخورند.دوست دارم به هم ببافمشان .آسمان ریسمانهایی کوتاه و بدیل.اما ...زمان این روزها روی ستون فقرات گل یاس مسابقه میدهد با رشد ساقه ها.نمیشود میفهمی؟
همین چند روز پیش کنکورم را دادم و حالا آسوده ام.شبها تا دیروقت کتابهای محبوبم را میخوانم.فیلمهای محبوبم را از سر میبینم.آشپزی میکنم.کاری که ماه های زیادی انجام نداده امش.ابتکاراتی نو را در هم می آمیزم و با شادمانی به انتظار نتیجه میمانم.به خانه ام میرسم.خانه ی دنج و آرام من که ماه ها ازش غافل بوده ام.میروم خرید.یکبار دیگر دلبسته ی فروشگاه ها شده ام.مثل یک دختر خوب و شاد و شنگول پیاده روی های عصرانه.و گاهی چند شاخه رز میخرم. رزهای صورتی دلپذیر و ارام.گلدانهای خانه عطر بهشت میدهند.
روزها یم اینگونه میگذرند بعد از کنکور.آرامشی عمیق و ناب.یکی دو هفته ای همین روال را دارم و بعد دوباره از نو شروع می شود.فعلا اینگونه ایم بعله..
اینجا باران هنوز دارد می بارد تمام دیشب را یکسره باران بارید و سقفها چیلیک چیلیک آب چکان بودند.شب را نرم خوابیدم و رویاهای بسیاری دیدم که توی همه اشان خورشید از پشت تکه ای ابر پیدا بود.بعضی وقتها بارانکی میزد و رویای نیمه ابری ام را تر میکرد.خواب مهربانی های خدا را میدیدم به گمانم و صبح وقتی ساعت بیدارم کرد رویاها هنوز دست از سرم برنداشته بودند.
حالا اینجا هستم.یک روز کاری دیگر.اینجا دیگر مثل گذشته دلپذیر نیست.اما کاری اش نمیشود کرد.زمان همه چیز را در خود می بلعد .حتی ادمهارا.اینجا را هم‌.....و فکر کن که من از کجا این یادداشت را می نویسم برات؟!از عمق یک بلعیدگی بی تکرار......
صبح دل انگیزتان ارام و نرم و بارانی......

/ 4 نظر / 50 بازدید
گلناز

روزگارت شاد نیل[ماچ]

سپید

..× [رویا][رویا] بارون .. منم بارون دلم میخواد نیل .

ساغر

[گل][قلب]