روزهایی این همه پر تنش .... یا وقتهایی که جمعه عزیز می شود !

از آن جنس شبهای سرد پاییزی است که باران یکبند می بارد، خودم را توی پتو مچاله می کنم ، و با آخرین توان باقیمانده از یک روز شلوغ پلوغ و کلافه کننده ، این یادداشت را می نویسم . سعی دارم یک یادداشت ریزه میزه باشد بنا به دو دلیل : اول آنکه ذهنم  خسته تر از آن است  که بتوانم حتی دو سه جمله پشت سر هم ردیف کنم و دوم  آنکه  چشم هام دارد می زند بیرون از بس با مونیتور و صد جور کتاب و جزوه سرو کله زده ام. امروز یک پنج شنبه ی درهم برهم داشتم . صبح به سختی از خواب بیدار شدم و اگر راستش را بخواهی حالم بد شد وقتی یادم آمد باید از خانه بزنم بیرون ، صبحانه یک لیوان چای داغ و چند ته بیسکوییت ( عادت مسخره و مزخرفی است که سالهاست با وجود مزخرف بودن همچنان ادامه دارد ) آن هم با بی میلی ، بعد یک سر رفتم سازمان فنی که تکلیف نتایج آزمون قبلی را ببینم چه به چه است . یک اتفاق بامزه ای رخ داده که آدم دلش می خواهد قاه قاه بخندد منتها قبلش دلش را هم بگیرد ...هه ...ماه قبل بچه ها امتحان تخصصی داشته اند توی سازمان . بعد از آن ور باید دو هفته بعد از آزمون نتایج اعلام میشد . بعد دو هفته فقط یکی سری از نتایج آمد و ما ماندیم توی تعجب و علامت سوال و اینها که چرا ؟وقتی همه با هم امتحان داده اند ؟ این بی سابقه بود خب ... کلی رفتیم و آمدیم و پی گیری و اینها ...چی دستگیرمان بشود خوب است ؟ها ؟جان من حدس بزن :)) گویا اسکنر سازمان فخیمه در زمان اسکن برگه های پاسخنامه برای ارسال به مرکز ، می زند کد پاسخنامه ها را مخدوش می کند . اینها هم صداش را در نمی آورند .از آن ور ... مرکز  برگه های مخدوش را قبول نمی کند چون کد ندارند و این ها هم زیر سیبیلی رد می کنند . تا امروز که می مانند توی بلاتکلیفی و فشار و اینها و بعد لو می دهند حالا این وسط کی حالش گرفته می شود ؟بچه های طفلکی که حالا توی ترم جدید باید دوباره امتحان ترم قبل را بدهند و این وسط اگر از من بپرسی بهت می گویم که خدایی خاک بر سر این بی عرضگی ِ ... هووووووووم .

روزهایم این چند وقته بی اندازه پر از استرس و فشار گذشته و می گذرد . به هر حال هیچ خوب نیستند این روزها . تلخ اند و آنقدر تویشان گرفتاری موج می زند که گاهی دلم می خواهد خودم را بزنم به خواب ، بیدار هم نشم ...منتها بدشانسی نمی شود . در کنار این روزهای بحرانی ، تمام وقت کلاس دارم و آنوقت تمام شب با یک عالم کتاب کت و کلفت و متون تخصصی سرو کله می زنم و لغت بالا پایین می کنم .و آنقدر می خوانم و می خوانم تا عاقبت تقریبا کور می شوم و بعد مثل جنازه می افتم روی تخت و بعد نمی دانم چه طوری می شود که بیهوش می شوم تا صبح که دیلینگ دولونگ زنگ گوشی از خواب زورکی بپراندم و هزتری فحش بار خودم و گوشی کنم  جمیعا و اینجوری که بوش می آید همین برنامه تا بهمن که ارشده را بدهم ادامه دارد منتها نمی دانم این همه فشردگی جواب می دهد درست حسابی یا نه ؟ و همین گاهی همچی محکم می زند توی برجکم . با این حال زیاد عجله ندارم در این باب. اوهومم

توی این هاگیر واگیر خانه دارد منفجر می شود و هفته ی آینده هفته ی پر استرسی است و خدا می داند من چقدر برای هفته ی آینده استرس دارم و خدا می داند چقدر از بابت آن می ترسم و خدا می داند چقدر دلم می خواهد کل این هفته را نباشم اصلا اینجا اما ...نمی شود ....هستم و می ترسم ...

دارم کل این یادداشت را دوباره می خوانم حالا و بهم یادآوری می شود که قرار بود دو سه خط بنویسم اما طبق معمول نشد ...حالا حسابی دارم بیهوش می شوم . می روم بخوابم . پتوی گرم و نرم عزیزم ،  بارانکه یکبند می بارد   و یک جمعه ی اساسی ...هوووووووووووووووورااااااااااااااااااااا

/ 6 نظر / 15 بازدید
سپید

سلاممممممممممم جمعه [راک] کجا بودی نبودی؟ این هفته چی میشه یعنی؟ معمای این هفته ی شهرناز[سوال] فک کنیم جمیعن ...[رویا]

ادموند

ارشد خیلی عالی است خانم نویسنده . زحمت بیهوده نیست . سرشار از انرژی باش . راستی دلم برای این خانه تنگ شده بود همین

ادموند

راستی خانم سپیده شما حدس خود را بنویسید تا ما هم رونمایی بنماییم [چشمک]

ساغر(هوای بارونی)

درود نیلوفر ‏...قلمت ارغوانیم میکنه.این روزها هر شب با موبایل آن میشم میخونمت میخوابم..

سپید

چن تا گزینه وجود داره خواننده های عزیز .. که میتونیم با هم فک کنیم و به نظر درست رای مثبت بدیم .. اول * نینـوفـــ َ عاشق ِ جمعه س .. حال جمعه خود ایهام داره ..این که اسم ِ شکی نیس .. حالا اسم ِ چی یا کی؟ الهو علم .. (مث ِ جریان تلفنه .. تا یکی زنگ میزنه همه فک میکنن .. آقای الف ) و اما گزینه ی دوم * ما میتوانیم تمام ِ روز ِ جمعه رو بخوابیم .. پتومونو بغل کنیم و لوسیمی و دیازپامو و هانسم .. عیضن ..بعد لا لالالا...گزینه ی سوم * در همین اثنا است که شهرناز برای ارشد آماده میشود .. ( با صدای راوی راز بقا خوانده شود *) گزینه ی چهارم .. همه ی موارد ... [عینک]

ادموند

گزینه های شما مطالعه شد خانم سپیده من با همه گزینه ها مواتم رو اعلام می کنم راستی جریان تماس آقای الف چیه ؟