shahrenaz

درد پاییز....درد دانستن است...

ما تا زنده هستیم ....

یادم هست که یه روزی مصرانه به شراره می گفتم :ما هیچ وقت خسته نمیشیم !هیچ وقت ...

اما ...حقیقتش چند وقتیه پی فرصتی می گردم شراره ! تا بهت بگم : انگاری که ما هم خسته میشیم .انگاری که ما هم یه جاهایی کم میاریم .انگاری که ماهم بلدیم  خودمونو  بزنیم به کوچه ی علی چپ!!مبادا که کسی  پیش ِ خودش خیال کنه : این دوتا آخر ِ ادعا هم  که همیشه شعار می دن زندگی با خستگی معنی نداره  ....  اینا هم آخرش زدن جاده خاکی ... اینام اهل ِ دروغ و دغل و دوشاب بودن !!!!!؟؟؟؟؟

اما ...شراره خسته شدن از ادامه دادن می تونه که حق  ِ ما هم باشه ! ! یعنی باید باشه ...اینکه خسته میشیم ...اینکه از نفس می افتیم ...اینکه توی زانوهامون دردی حس می کنیم ...اینکه دلمون بعد از کلی کارو درسو کلی لحظه های پر سرو صدا یه آرامش ِ چند ساعته می خواد ...با یه لیوان آب ِ خنک و یه خسته نباشید ِ درست و حسابی !!!! اینا مساله ای نیست .مساله اینه که با تموم خستگیهامون بتونیم بازم زیر اون بید ِ قدیمی ِ یادگاری نویس ِ تموم رفته های بی بازگشتمون ...کنار اون برکه ی کوچولویی که همیشه خیال می کردیم ازیه جایی سرچشمه میگیره درست وسط ِ  دل ِ خدا ...روی اون تخته سنگ ِ خاکستری رنگ ِ آشنای سالهای دورمون کنار هم  بشینیم و باتموم ِ دلمون  خستگی هامونو بتکونیم .....آره ....خسته نشدن خلاف ِ طبیعته ...همون طور که خسته موندن خلاف ِ زندگی !

دیگه نمی گم : ما تا زنده هستیم خسته نمیشیم ! میگم : ماتا زنده هستیم ...خسته نمی مونیم ! راه ِ به این درازی ...با این کوله پشتی هایی که به قول ِ خودت روی بیستونم کم کردن از زور ِ سنگینی  ....باور کن که حقمونه گه گاه رشته های عصبی ِ ذهن و تنمون تیک بگیره و بالا پائین بپره و بخواد که نفسی تازه کنه ....عیبی نیست اگه گاهی به نفس نفس بیوفتیم ....چیزی که زیاده سربالایی !دنیا پر از سنگلاخه عزیزم ....  باید که طاقت ِ ادامه ی راه داشته باشم .هر چند ...کم آوردن هم جزئی از زندگیه !

عظمت توی یکنواختی ِ حرکت نیست ...توی تداوم ِ حرکته .توی باقی موندن ِ میل ِ به حرکت ...توی ایمان و بازگشت ِ به حرکت ...راستش دلم می خواست یه جوری بهت بگم که از تموم لحظه هایی که خستگیهامو با خستگیهات یکی کردم هزار هزار خاطره ی قشنگ دارم برای یادگاری . خواستم بگم از اینکه هستی توی تموم لحظه های آبی رنگم ازت ممنونم ....

+ نوشته شده در ۱٠ مهر ۱۳۸٥ساعت ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ توسط نیلوفر نظرات ()