shahrenaz

درد پاییز....درد دانستن است...

ماهی هميشه تشنه ...

ماهی هميشه تشنه ام

در زلال لطف بی کران تو ...

می برد مرا به هر کجا که ميل اوست

موج ديدگان مهربان تو ...

ای هميشه خوب ....ای هميشه آشنا ...

هر طرف که ميکنم نگاه

تا همه کرانه های دور

عطر و خنده و ترانه ميکند شنا ...

در ميان بازوان تو

ماهی هميشه تشنه ام ...

ای زلال تابناک !

يک نفس اگر مرا به حال خود رها کنی

ماهی تو جان سپرده روی خاک ....

+ نوشته شده در ۱٢ خرداد ۱۳۸٥ساعت ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ توسط نیلوفر نظرات ()